سلام ، هر روز كه ميگذره بيشتر از خودم نااميد ميشم و غمگين تر از قبل ميشم ، به خودم ميگم مگه من چيم ؟ چجوريم ؟ چقدر زشتم ؟ چقدر بدم؟ اما براي هيچكدومش جوابي ندارم ، همين منو غمگين تر ميكنه اينكه ندوني بايد با خودت چيكار كني ، روزهايي بسيار غمگيني رو دارم ميگذرونم و اي كاش تموم ميشد خسته شدم ديگه ، اماني برام نمونده، خدايا كاش يكم با دل من را ميومدي ، من واقعا خسته شدم ديگه زيادي داره با احساسم بازي ميشه فكر نميكنم هيچ دختري مثل من باشه، امروز آرزو كردم كاش ميمردم.
برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی
تاريخ: سه
شنبه
23 شهريور
1395 ساعت: 4:47