خرید بک لینک
سلام ، امشب فهميدم كه خدا هم با من نيست ، من اينجا هيچكسو ندارم و تنها دارم با غصه هام ميجنگم ، من امشب به ارزش ناچيزم پي بردم و فهميدم كه چه إنسان بي ارزشي هستم و از خدا طلب مرگ كردم . من به درد چي ميخورم؟ همش دارم از سوي ديگران طرد ميشم. ديگه طاقت و توان ندارم ، اي كاش خدا با من بود.

برچسب: صد و بیست وچهار هزار,صد و بیست ساله,صد و بیست روز در سودوم,صد و بیست روز سدوم,صد و بیست ساله شی,صد و بیست قانون اساسی موفقییت,صد و بیست روز در شهر فساد,صد و بیست ساله شدن,فلسفه صد و بيست ساله شدن, نویسنده: پرهام حسنی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 4:46

صفحه بندی