خرید بک لینک

سلام ، داشتم پستاي قديميو ميخوندم كه دلم گرفت و پر از غم شدم ،چقدر دختر غمگين و غصه داري بودم دلم براي خودم خيلي سوخت و از خدا خواستم از اين به بعد يارو ياورم باشه و منو در برابر غم مقاوم كنه ، نميدونيد چقدر دلم غصه دار شد و اشك ريختم باورم نميشه كه تونستم تحمل كنم و تنها پناهگاهم همينجا بود ، بگذريم. امسال نتونستيم بريم مسافرت البته خودمم رغبتي نداشتم كه برم ، اما با اين وجود دلم براي يه مسافرت توپ لك زده اونم با كسايي كه دوسشون دارم ، دوستم امسال رفته بود شمال و يك ماه اونجا بود اونروز داشت عكساشو نشونم ميداد چه عكسايي بود ، چه منظره هايي ، مثل بهشت بود ، كاش يه موقعيت اينجوري براي منم پيش ميومد كه ميرفتم.

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۶ساعت 23:14  توسط آیدا |

برچسب: نویسنده: پرهام حسنی تاريخ: سه شنبه 18 مهر 1396 ساعت: 1:22

صفحه بندی