
سلام ، تا حالا اينقد شيراز گرم نشده بود اين مدت خيلي هوادم كرده و با جنوب فرقي نداره. ديروز تو خونه حوصلم سر رفت تنهايي رفتم پاساژ گردي ميخواستم مانتو بخرم اما نخريدم چون خيليگرون بود يه مانتو ساده ...
ادامه مطلب
سلام ، خيلي وقته كه نيومدم بنويسم و دلم حسابي تنگه اينجا بود. كلي تعريف دارم كه نميدونم كدومشو اول بگم، اول اينكه منو امين پنجم ارديبهشت نامزد كرديم و من وارد يه فصل جديد تو زندگيم شدم ، امين خيلي خوبه و خيلي زياد دوستم داره ، خيلي مودبه و پسر خيلي آروميه ، ميتونم اعتراف كنم كه از نظر اخلاقي خيلي از من پخته تر و بهتره ، من هنوز تو حس و حال دوران مجردي هستم و اون لجبازيا و بداخلاقيا رو تو وجودم هنوز دارم ، اما امين با صبوري و گذشت از كنار اين بداخلاقياي من ميگذره ، اميدوارم كه هميشه همينجور باشه. منم بايد خيلي رو خودم كار كنم و دست از بچه بازي بكشم و عاقلانه تر رفتار كنم و گرنه به قول مامانم م...
ادامه مطلب
سلام ، هنوز كلاسام شروع نشده و من هنوز خونه هستم ، منتظرم آخر مهر بشه و برم شيراز ، روزهاي بسيار كسالت باري رو ميگذرونم و حوصلم خيلي سر ميره ، كاش حداقل ميتونستم يه كلاسي برم اما نميشه ، يا اينكه ميتونستم يه كار مناسب براي خودم پيدا كنم اما نميتونم ، دختر خجالتي هستم و روابط عموميم اصلا خوب نيست ، هيچوقت با غريبه ايي حرف نزدم توي دانشگاه هم زياد با كسي برخورد ندارم به جز با دو سه نَفَر از دخترا، اونوقت با اين اخلاق بدم چطور ميتونم براي خودم كار پيدا كنم و موفق باشم. دليلش عدم اعتماد به نفس ، متاسفانه نه اعتماد به نفس دارم و نه عزت نفس ، ٢٤ سالم شد اما ه...
ادامه مطلب